تبليغاتX
سلوك بي سامان ( سلوكيه )

يا من هو لا اله الا هو

با سلام ، ضمن عرض خوش آمد و خسته نباشيد به خدمت شما دوست و سرور گرامي بنده ، به استحضار مي رساند که :

در عصری که مشهور به عصر ارتباطات است و آدمی و ماشین هر دو تقریبا راه یکسانی را می پیماند و هدف یکسانی دارند ، در عصری که اعتقادات در بسیاری از جنبه ها در ردیف آخرین چیز برای انسانهاست ، و خلاصه در میان این همه ... ، جستجوی محبت ، عشق و عرفان کاری است بسیار دشوار اما شدنی .

لذا این حقیر ، با تمام بار گناه و قصورات و کمی و کاستی هایی که سراپا در آن غرق شده ام بر این قصد عزم جزم داشتم تا در حیطه بسیار اندک فعل خود با شما دوستان گرامی شریک و هم مسلک شویم . 

پس به اميد خدا قرار بر اين شد كه در اين مجموعه به معرفي سلوك بي سامان و بحث و تبادل نظر در مورد بخش هاي مختلف آن بپردازيم ، مباحث مختلف تحت عنوان موضوعات ذكر شده طبقه بندي شده اند . لذا از دوستان و نور چشمان عزيز خواهشمنديم مطالب را با رعايت شماره بندي ذكر شده بصورت زنجير وار دنبال نمايند و در صورت وجود هرگونه ابهام و يا سئوالي ، آن را در بخش مرتبط با موضوع ذكر شده طرح نمايند تا در اسرع وقت به آنها پاسخ داده شود .

به اميد ذات حاضر

حقير ، فقير سراپا تقصير

ساحر علي 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 12:16 |

به نام خداوند قلم ، زيبايي و عشق

دوستان دريا دل ، دل به دريای صداقت و وفا سپارند و ما را به دل خويش غرق ، آنجا که دل حريم و حرم سخن باشد ديگر چه توان گفت که خود سخنوری است که زبان را سخن گفتن آموزد ، آنجا که عشق نشانه آشنايی است ديگر چه جای اشارت است که کلام ، گزافه ای بيش نخواهد بود ، دل را به غير سپردن نه رسم قلندری است ، که ستم بر احوال دل کردن ، اغنيا راز دل از دوست پرسيدند و در حريم خلوت خود جز دوست نپسنديدند . ما گدايان ره کوی وصاليم ، ليک در کوی وصال صحبت اغيار نگنجد .

سلوک بی سامان  بيانگر حالات و احوالات درونی افرادی است که در هر هنگام و هر کجا که ياد او بر دلشان اوفتاد ، فرياد بر می آورند و ندای بی سامانی خويش را به عموم سامانيان عالم عرضه می دارند .

باشد که مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گيرد . 

                                                                       آمين !

+ نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 12:3 |

مبداء پيدايش موسيقي :

        انسان اوليه ( بدوي ) زمانيكه با وقايع طبيعي مانند : سيل ، زلزله ، رعد و برق ، خسوف و كسوف و ... برخورد كرد ، ايمان آورد كه نيرويي ماورا و ما بعد الطبيعه وجود دارد و به اين دليل نسبت به گنجايش فكري و ظرف عقلي خويش شروع به پرستش آن نیروی ماوراء نمود .

شگفت انگيز ترين ماهيت موجود براي انسان بدوي ، آتش بود . انسان بدوي براي پرستش ، آتش روشن مي كرد و گرد آن مي چرخيد و برای همبستگی با صدای شعله و حركت زبانه آتش ، هنگام چرخش صداهاي هماهنگ و موزون از خود متصاعد مي كرد و حركات هماهنگي نيز انجام مي داد كه آن حركات مبداء پيدايش هنر حركات موزون و آن اصوات مقدمهء پيدايش هنر موسيقي بود .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 10:7 |