|
+ نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:42 |
عندليب جان
ز عندليب تو اي جــــان فدا كنم جـان را به بوي مشـك ختـــن آشنا كنم جـان را زشوق وصـل به كويت به عشق بيمارم كه عـاقبـت زصبـــويت دوا كنـــم جـان را من از خيال خوش تـو غزل همـي گويم بيا كــه بـــر طلبـت مبتـلا كنــم جـان را
صبا بگو تو ز ساحــــــر به يــــار ديرينه كنون به ناي دف وني رها كنم جـان را + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:36 |
پس مي توان نتيجه گرفت كه موسيقي محصول پرستش و عبادت نيرويي ماورايي بوده است كه در عرفان آن را خداوند يا حضرت حق و ... مي خوانند . همانطوري كه در تمامي يافته هاي بشري سير تكاملي حاكم مي شود ، موسيقي نيز پس از گذشت قرنهاي متمادي دچار تغييرات گوناگوني شد ، كه برخي از اين تغييرات در راستاي اعتلاي موسيقي و بر مبناي هدف اوليه پيدايش موسيقي بود و برخي ديگر در جهت مخالف با اهداف اوليه . اين روند ادامه پيدا كرده و در زمان حال موسيقي و فرهنگ موسيقي را به شاخه هاي مختلفي تقسيم كرده است كه ما به ذكر قسمهايي مي پردازيم كه در راستاي اهداف اوليه پيدايش موسيقي ( پرستش و عبادت كه در انتها به خلسه روحي و آرامش رواني مي انجامد ) مي پردازيم :
روندي است جهت آشنا كردن شخص با چهارچوبهاي قانونمند و فراگيري روشهايي در جهت بيان احساسات و عواطف دروني ( كه گاه الهامات حقاني ) در چهارچوبهاي قانونمند علمي و در انتها تخليه رواني و رسيدن به آرامش و رساندن به آرامش مخاطبين ، آميزه اي ست از علم و احساس كه قدرت نو آوري و قابليت حل كردن علم در راستاي احساس را به داشخاص مي آموزد .
موسيقي مقامي يا عرفاني برگرفته از آئينها و سنتهاي ديني و مذهبي هر قوم يا قبيله اي به همراه اشعار مقدسي از عرفا و شاعران مقامدار در عرفان مي باشد كه در چهارچوب زماني خاصي تكرار مي شوند تا از اين تكرار مخاطب يا شخص نوازنده را به تمركز دروني رسانده و به خلسه روحاني دعوت نمايد . نكته مهم اينجاست كه بايد دانست ، عقل زاييده ذهن و منطق بشري است و بشر با عواطف و احساسات همراه است و تفاوت اصلي ميان آفرينش انسان و حيوان ، همين است . پس مي توان نتيجه گرفت كه غايت و نهايت هر دو شاخه به يك چشمه متصل مي شود و آن چشمه ، درياي بيكران الطاف الهي است . + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:33 |
سلوک بی سامان نماد نابسامانی و پريشانی است ، هويت عشق است ، گوهر خلوت نشينی و جوهر معانی است ، معانی قائم به ذات . + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:31 |
سلوک بی سامان مختص هيچ فرد يا گروه خاصی نبوده ، نيست و نخواهد بود . + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:29 |
در هر حال انسان بدنيا آمده است تا به سوی او سير کند ( به سوی اويی که پايان هر عشقی است ) و بالاخره روزی به سوی او باز خواهد گشت ، پس چه زيباست که با کوله باری پر به سوی او بازگرديم . + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:28 |
ما نيز که کشکول سائليمان را در طبق اخلاص در سفره کرم دوست زير سايه هستی بخش دو جهان عرضه می داريم همين را به زبان دل زمزمه خواهيم کرد و به ياد ايام خوش گذشته ، تلخی ايام آينده را آکنده از عطر دوستی خواهيم کرد چرا که از کرم دوست که هرچه هست از اوست ، هر چه پيش آيد خوش و خوشتر آيد . حال در کنار جويبار شريعت ، در دامنه سرسبز طريقت ، با نوای شور انگيز معرفت ، حقيقت را درک خواهيم کرد . + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:27 |
گويند صوفی قلندر وش بی نام و نشان را هيچ گاه ميل دوری يار و هيچ زمان هوای وصال نباشد ، زيرا که چون رسد موعود ديدار همان شود که بايد می شد ورنه آزمون الهی است که آنهم ابتدايش دشوار، ميانه اش ميانه و انتهايش سهلتر از نوشيدن نوشابه ای گوارا از سرچشمهء هستی است و نيز مکتوبه است که فرزند آدم را رنج بسيار ببايد تا به مقام خليفه اللهی رسيدن و تا به سرحد ملکوت اعلای قدم نهادن که گذر از گناه سخنتی داشته و مستلزم تحمل رنج بسيار است و خوشا به حال آن سالکی که سربلند از اين دار فانی بيرون آيد . + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:25 |
ابتدا کوله باری از گناه را بسته و سنگينی آن را با عطر توبه می کاهيم ، سپس با چنگ زدن به ريسمان الهی سفری آغاز می کنيم که بنيادش ازلی است و مسيرش ابدی ، ولذا بر اين باوريم گه هيچ چهارچوب ، قاعده و روش خاصی وجود نداشته و نخواهد داشت . تنها ندای حق ، زبان گويای حق ، گوش شنوای حق و دلی مملو از نور حقيقت می خواهد که اين نيز در تمامی مخلوقات موجود است : چه در خواب و چــه بيـــداری چه در مستـــی چه هشياری نـدای حــــــق درون ماســـت اگــــر خواهــــی بــه فريــــادی + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:21 |
سلوک بی سامان ايده ايست که مبنای آن را سفری تشکيل می دهد که سر آغاز اين سفر سيره شريعت و سر منزل آن حکمت حقيقت است ، سفری از درون و اعماق ذهن به ريشه موجوديت و خلقت عوالم . + نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت
23:19 |
مجموعه اشعار ارائه شده در این محیط با تمام کاستی ها و ایرادات وارده ( که حقیر دست رد بر هیچ یک از آنها نزده و نخواهم زد ) نتيجه سالها تلاش و كوشش درجهت درك جوشش هاست ، بيت بيت و مصرع مصرع پر از خاطره هايي است كه هريك ياد آور لحظاتي شيرين و بياد ماندني است . اميد است تا مجموعه حاضر مرهمي بر زخم خستگان باشد . + نوشته شده توسط ساحر علي در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت
0:5 |
|
|