تبليغاتX
سلوك بي سامان ( سلوكيه )

ایمان داشتن یعنی به یک خط مستقیم اندیشیدن و بر روی یک خط مستقیم حرکت کردن ، اعتقاد ، اعتماد و باور داشتن قدرت لایزال الهی که قادر بر هر کاری است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 19:57 |

مالك زمين

 

اي شــــــاه باز ملــك نگيــــن مالــك زميـن

قومي در انتظــــار تو هستنـــــد دل غمين

در راه مسجد ار قدحـي نيست سركشيم

در راه كــــــوي توست شرابـــــي ز انگبيـن

باز آ و مرحــــم دل محــــــزون و خستـــه را

با مقـــدمـت برســـــــان شمس العــابدين

چندان غريبـــه نيست دلـــم با هـــواي تـو

در راه وصــــل تو شــــده اين دل پر از يقين

ياري كن اين فقيـــــر گنهكـــــار و مست را

ايــاك نعبــــــــد اي شــــه و ايــاك نستعين

 

ساحرچنان كه مستـي مي راحرام داشت

مست است كنـــــــون از قدح رب العالمين

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 18:43 |
سلوک بی سامان طریقی است برای رسیدن به اعتقاد مثبت در عین خلاقیت مثبت که در نهایت سالک را به انتظار مثبت خواهد رساند .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 9:28 |
در سلوک بی سامان باید اعتقاد و انتظار اجزای تشکیل دهنده ایمان باشند ، ایمانی که حلقه ارتباطی میان ذهن و مغز است و برنامه های ما را واقعیت می بخشد .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 9:9 |
فکر ، ذکر و طلب سه ابزار مهم در راستای رسیدن به اعتقاد ( اعتقادی بدور از انحراف ) است و اعتقاد سرمنشاء وجود .  

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 9:8 |
سلوک بی سامان در حقیقت کلیدی است که درب دنیای درونی را می گشاید و با خروج از قلمرو عینی دنیای خارج ، دنیای ذهنی سرشار از خلاقیتها و انرژیهای شفابخش را می نمایاند .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 8:5 |

طريق عشق ناب

 

بارها گفتـــــــم كــــه با یـــــاد تـو گريانم هنوز

بارها گفتـــــــم كــــه از هجـــر تــو نالانم هنوز

زان زمان تا ديــده ام روي تو در مهتــــاب ديــد

اشك جاري شد و زان پس همچو بارانم هنوز

يك لغت گفتـــي زمهرت عالمــــي پرشور شد

با همان يك گوشــــه مهــــرت غزلخوانم هنوز

 

به چه زيبا عالمي دارد طــريق عشـــــق ناب

ساحر آنجا همچو سائــــل درصف جانم هنوز

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 7:54 |

در محفل پیربسطام - مبعث حضرت رسول الله (ص) - سال 84

+ نوشته شده توسط ساحر علي در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 0:52 |

سوداگر شعر

 

من امشب با غــــم و يــادت گريبــــان در گريبانم

من امشب با صبـــوي تـو روان در كــــــوي ايمانم

تمــام هستـــيم را بــر نگـاهـــي بـا تو بنهـــــادم

نمي گويم چــه شــد امــا زهجــــــــران تو گريانم

عجب چشمان زيبايي چه شورو شـرم وغوغايي

كنون با ياد حســـن تو غــزل نا گفتــه مي خوانم

بيا سوداگــــر شعـــرم غزل خـوان از ســــــر مهرم

كه من از برق چشمــــانت لغتهــــــا مي سرايانم

 

عجب شيدا شدم ساحر، بــه يك غمزه زمحبوبي

كــه بــا يك گوشـــهء مهـــرش بســــان نوجوانانـم

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:52 |

نهایت سلوک بی سامان یعنی به خواست او مردن از خودی و زنده شدن از او ( فناء فی الله و بقاء بالله ) .

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:28 |

در این مسیر برای رسیدن به شکوفایی و تعالی باید تلاش کرد تا گوشها ناشنوا ، چشمها نابینا و زبانها ناگویا شود تا بتوان تجلی صفات حق تعالی را در ذات و درون دریافت و از ندای درون الهام گرفته و به زنجیر حقایق متصل شد .

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:22 |
سلوک بی سامان ایده ، روش و نگرشی است در راستای رسیدن به تزکیه نفس و تخلیه روان از پلیدیها و تصور خوبیها در ذهن و القای جریانات مثبت آن به روح .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:19 |

سلوک بی سامان فرياد خموشی ، حلاوت زهرنوشی و افشای سرپوشی است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:16 |

بازگشت حج

 

والدينم عاقبـت از جلــوه گــــــــــاه عشق ناب

بازگشتند و بــــه لب نــــام خـــداي هـــر كتاب

ابتدا بر اصــــل وصـــل و دل رهــــا از پيچ و تاب

شكر حق بــر زيـــر لب دارند هـــر آن با شتاب

كاش فرصت مي شد وجلـوه نمايان مي نمود

عشق مولايم محمــــد ، روزنـــــي از آن نقاب

 

ساحرا سـر منزل مقصـــود خواهـــي مي نگر

كيــــن هويـــــدا باشـد از امواجهـــــاي التهاب

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 5:14 |

سفر حج

 

والدينــــم را ببين بر ســـوي كعبـــــــه با شتاب

مي رونـــد و مي كنند ذكـــر خــــــداي هر كتاب

باده مي نوشند و مي از جام وصلــت مي زنند

اين چه وصلي باشد آخــر قلبهــــــــا گردد كباب

وزجهــــان ببريد اين دل ســوي كعبـــه پر كشيد

بهر اين شــــور و شعف شعري بخوان پر التهاب

 

ساحرا همراه شـو با لشگـــــــر ســوداي عشق

تـا رهــا ســـــازد دلــــــت از تــــــــار ابــروي رباب

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 5:11 |
سلوک بی سامان سيری است من الله الی الله .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 5:6 |

در سلوك بي سامان جواب هر سئوال را مي توان يافت و تجلي معاني قائم به ذات را كه در بطن نقطه واجب الوجود حقاني نهفته است در صفات مشاهده نمود .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 5:5 |

حقیر فقیر ساحر علی در کنار دریای شمال

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 5:1 |

شهره شهر

 

اي مــن مــن بـه پاي تو هستي من براي تو

نام تـــــو بـــر لب من و جــــان و تنم فداي تو

سينــه خــود دريـــده ام سفره وصل چيده ام

تا كـــه به جان نفس بود دم زنــم از هواي تو

من بــه هــواي وصل تو واله و شيـدا شده ام

كــاش شــود نصيب من نغمـــه جان فزاي تو

بــــاز بـــه يــــــاد روي تو بــــاده ناب دركشـم

كن نگهي بسـوي مـن جـان شده مبتلاي تو

خسته نباشم ازرهت اي كـه مرا كشد غمت

شهره شهر گشتــــــه ام در طلب وفــــاي تو

 

ساحــر دلخستـــــه دگــــر شاد شد ازنياز تو

قبلــــه من نگــــاه تــو كعبـــه من ســـراي تو

+ نوشته شده توسط ساحر علي در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 21:27 |

از چپ به راست : نور علی ، میر کوثر علی ، مرحوم حب علی شاه

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 22:38 |

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام ، بخدمت همه کسانی که به نحوی به این محیط مرتبط می شوند عرض می کنم که برخی از استادان و دوستان محترم در نظرات خود ایرادات و اشکالهایی را مطرح کردند که ضمن قبول تمام آنها ( که برای نمایش در بخش نظرات قرار داده ام ) و عرض معذرت از آن دوستان گرامی و نیز اطلاع سایر دوستان که بعدها این مطالب را مطالعه خواهند کرد ، باید باطلاع برسانم که :

  • این حقیر به هیچ عنوان هیچ گونه ادعایی نسبت به دانایی در علم و یا علوم خاصی نداشته و ندارم و این محیط نیز برای عیب گرفتن از کسی و یا به جلوه نشستن و مطرح کردن خویش نیست . اگر در این باب به مطلبی برخورد کردید پوزش مرا پذیرا باشید .
  • این محیط تنها جهت به اشتراک گذاشتن نظرات و بحث و تبادل نظر ایجاد شده و به هیچ عنوان جهت تبلیغ و قبول چیز و یا روشی و رد کردن چیزهای دیگر و یا روشهای دیگر نیست . البته که قبول چیزی دال بر رد تمام مابقی نخواهد بود .

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحرعلی 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 19:29 |

سلوک بی سامان دارای منطق است ، منطق بی منطقی ، سلوک بی سامان جواب است ، جواب هر سئوالی ، سلوک بی سامان کتابی است که در آن تمام وقايع اتفاق می افتد و بر کاغذ نوشته می شود .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 17:11 |

سلوک بی سامان توکل از آدم تا خاتم (ص) و در امتداد آن از علی (ع) گوهر وجود تا م ح م د مهدی موعود (عج ) است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 22:13 |
سلوک بی سامان سحر نقطه ازلی و ابدی است ، فروزنده پرتو تابناک نقطه واجب الوجود است .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 20:40 |

سلوک بی سامان نه شامل امروز ، نه حاوی ديروز و نه بيانگر فرداست ، در اين مسير نه ديروزی است ، نه امروزی است و نه فردايی ، هر که غريق بحر حق باشد اينگونه باشد که او لامکان است و لازمان .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 20:38 |

كتاب ساحري

 

بيا غـزل ترانــه شــــد حضـــور تــو بهانـه شد

تمام سيل اشك من به مقدمـــــت روانه شد

در آن نفس كه ناي من نواي دلكشت شنيـد

پريد و بال خود گشود و سوي تـو كمانــه شد

نثـــار آستــــــــان تو سلـــــــوك شاعرانــه ام

كه در مقــــام روي تو نگـــاه مــن جوانــه شد

اميـــــــر بارگــــــــاه من در آرزوي وصــــــل تـو

زخـــود رهيــــد و ناگهـــان غلام اين ترانه شد

كتاب عاشقــي مـا نخوانــــده مانـد و تـا ابـــد

به لوح روزگارمان ايـن قصه هم فسانــــه شد

ترانـــه تــــــو در دلــم هميشه عاشقانـــه بود

كـــه در كتـــــاب زندگـــي ترانــه جاودانــه شد

 

ترانه هاي وصل تو شده كتاب ساحـــــــــــري

از آن زمان كه تيـــر تو به قلب من نشانه شد

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 0:13 |

در اين مسير هر رنجی را گنجی و هر گنجی را رنجی است ، طريقی است که بی نصيبانش پرنصيب ترينند ، بيخردانش فرزانه ترينند و جاهلانش عاقلترين .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 0:2 |

سلوک بی سامان روايت دربدری و حکايت بی هنری است ، دربدری در ديار بی دوست و بی هنری در مقابل هنر اوست .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 0:1 |

سلوک بی سامان رهايی است ، رهايی از تمام بندهای مانع رسيدن به دوست .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 12:34 |

سلوک بی سامان زندگی است ، بر وزن بندگی ، بندگی مختص اوست .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 12:31 |