بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به خدمت تمامی دوستان عزیز و گرامی :
دوستی عزیز و گرانقدر با نام سید علی در بخش نظرات حدود ۲۳ پیغام متوالی قرار داده اند که خوب است همه ما پیغام آن بزرگوار را مطالعه کنیم . در لابلای پیامهای این دوست گرامی مطالبی وجود داشت که در هاله ای از ابهام بود . لذا ضمن ارائه گوشه ای از پیامهای آن بزرگوار به ابهامات و کنایات آن بزرگوار هم پاسخ داده خواهد شد .
خطاب به دوست عزیزم جناب سید علی : با سلام و درود بر شما عزیز گرانقدر و با تشکر از این همه زحمتی که در راستای هدایت این حقیر سراپاتقصیر کشیدید .
پیام :
... بلا و فقر ابزار عشقبازي حضرت حق با دوستانش است.درست مانند آنكه وقتي مادري ذوق فرزندش را ميكند؛او را آنقدر به سينه ميفشارد كه صداي كودك بلند ميشود.زماني كه بچه فرياد ميزند آن زمان است كه مادر كيف ميكند.
پاسخ :
اگر کمی دقت کنید بسیاری از سخنان زیبای شما تکرار مکررات بود البته با لحنی تند و موضع گیرانه . در همین چند بخش اخیربود که بیان شد :
هر که در این بزم مقرب تر است / جام بلا بیشترش می دهند
هر که در این بادیه عطشان تر است / آب لب نیشترش می دهند
پیام :
... سالك وقتى عظمت حضرت حق را در حد ظرفيت و گنجايش خود درك مى كند ، خودش را در برابر او بسيار ناچيز مى بيند و هر چه به كمال و مقامات او اضافه مى شود ، جنبه خاكسارى و فروتنى او نيز اضافه مى شود. ولى در مقابل هر چه به جنبه هاى منيت و كبر انسان اضافه شود ، نيروى هاى اهريمنى درون او جاى مى گيرند. مردان بزرگ در صفت خاكسارى و خضوع و خشوع نسبت به ديگران از مراتب بالاترى برخوردارند.
ما در مقابل حضرت حق چيزى نداريم ، هر چه هست عنايت و افاضه اوست ، اگر ما تمام عمرمان را صرف سپاس از نعمت هاى خداوند كنيم ، باز هم از عهده سپاس يك نعمتش بر نمى آييم. ما را از عدم به وجود آورده خودش از روى لطف و كرم. توفيق اعمال نيكو را به ما مى دهد. لذا در روايات و قرآن آمده است كه هر كار به سزايى كه توفيق انجام آن را پيدا مى كنيد از جانب حضرت حق است و هر عمل نكوهيده و زشتى انجام مى دهيد از جانب نفس است ، زيرا در ذات ربوبى نقص راه ندارد.
آرى !بايد از او بخواهيم كه خودش دستمان را بگيرد و هدايت مان كند و تنها به خودش برساند
پاسخ :
دوست عزیز بازهم تکرار مکررات ... در همین مباحث آتی نسبت به فقر و ذلت انسان علی الخصوص عارف در پیشگاه خداوند سبحان صحبتهای بسیاری شد و نیز بیان شد که عالم محضر خداوند است پس همه جا عارف را فقر و ذلت آنهم در برابر حضرت حق فرا می گیرد و ...
پیام :
... آيا ظلمى بالاتر از اين هست كه آدمى به اسم خدا و به اسم معنويت دنبال خود بگردد ، اذكار الهى را بگويد ، ادعيه ، قرآن ، نماز و نماز شب و... بخواند تا به مقامات برسد و كمالاتى را جمع كند؟ كه خدا در حاشيه قرار گرفته ، يا اصلا ديگر خود خدا وجود ندارد و رسيدن به كمال هدف است ؟ اين رسيدن به كمال بدون در نظر گرفتن آن هدف اصلى ، بدون عيب معيت و همراهى خدا يعنى شرك ، يعنى بندگى با شائبه ! كه البته چيزى جز خسران به همراه نخواهد داشت و سبب خواهد شد كه آدمى هنگامى كه پرده ها از جلوى رويش كنار برود تنها بگويد :
يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله
واحسرتا بر من كه در كنار خدا بودم و دل به غير خدا خوش داشتم.
و نكند آدمى به خدا بخواهد برسد به خاطر خود!يعنى به خود برسد و خودش هدف باشد
پاسخ :
فرمایش شما بسیار متین است اما اگر روی صحبت شما و منظورتون از کمالات کنایه از کمالاتی است که در مباحث سلوک بی سامان آمده باید بعرض برسانم که رسیدن به مقام بندگی بی شائبه خود کمال است و والا مقام ترین کمال فناء فی الحق و چون تصویر سازی این مقام در قالب لغت ممکن نیست ناچار از آن به کمالات یاد می کنیم ، گذشتن از خویش و رسیدن به خدا همه و همه در مرحله کشف حقیقت است و در مراتب کمالات قرار دارند ... کاش مطالب را عمیق تر می خواندید ... اما اگر روی صحبت شما جنبه عمومی دارد فبه المراد ...
پیام :
... شخصى كه به دنبال خود و آرزوهاى خود مى گردد ، دست آخر فنايش هم در خودش خواهد بود. تمناى حال و حضور و مقام و منزل ، تمناى خوب شدن و خوب ماندن ، همه اين ها خدمت كردن به خود و پف كردن منيت با باد تقدس خواهد بود. خوب شدن و خوب ماندنى كه شرك اعظم است.
حقيقت ، بت پرست است آن كه در خود هست پندارش
پاسخ :
البته زیاده روی کردید ، من عرف نفسه فقد عرف ربه ... تا خودت را نشناسی خدایت را هم نخواهی شناخت . همانطور که خودتان در پیامهایتان به آن اشاره کرده اید ... خداوند در قرآن می فرماید که مومنین پیوسته می گویند : ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه ... پس تمنای خوب شدن و خوب ماندن چه در دنیا و چه در آخرت چیزی نیست که ابدا شده باشد بلکه از آموزه های پروردگار است ... کسی که آرزویش فناء فی الله باشد و برای نیل به آن هدف تلاش کند حتما به سر منزل مقصود خواهد رسید . نیت پاک و تینت پاک .
پیام :
... خدا را گذاشته، غير خدا تحصيل میكنی؟! چرا اين قدر دور خودت چرخ میخوری؟! خدا را بخواه و همه خواستنیها را مقدمه وصول او قرار بده، مشكل اين جاست كه ما همه چيز را برای خود میخواهيم حتی خدا را
پاسخ :
هیچ کس غیر خدا را تحصیل نمی کند همه و همه در پی کشف راههای وصول بخداوندند . خداوند جسمیت و محدودیتی ندارد اما از هر جزء خلقتش می توان به او رسید ... در ضمن شما را نمی دانم ولی ما سعی خواهیم کرد و تلاشمان در همین راستاست که هیچ چیزی برای خود نخواهیم و اگر افاضه ای از جانب حضرت حق بر سالکی باشد رسالتش این است که آن را در خدمت به خلق خدا و در راستای رضای او بکار گیرد همانند پیامبران و اهل بیت عصمت (ع) که برای این همه هدایت ذره ای مزد از بنده خدا طلب نکردند ولی دنیایی پاک و آخرتی پاک تر طلب کردند ...
پیام :
... شما برای نتيجه كار كردهايد، اين مكتب، مكتب نتيجه نيست، مكتب محبت است، مكتب خداخواهی است
پاسخ :
خدا خواهی و محبت هم در نهایت نتیجه است . تمام این حرفها بازی با لغات و تکرار مکررات است . اگر مطلبی بیان گشته در جهت این است که ابتدا امید در انسان تقویت گردد و سپس انگیزه او ایجاد گردد . همانطور که مولایمان در نهج البلاغه با استناد به واما بنعمت ربک فحدث - بیان فضایل خویش می کند آنهم جهت درس گرفتن آیندگان و پاسخ دادن به سئوالات یکی از صحابه ...
پیام :
... « رفقا! دعا كنيد كه خداوند از كری و كوری نجاتتان دهد، تا انسان غير خدا را میخواهد هم كر است و هم كور
پاسخ :
این که حضرتعالی خویش را در زمره کران و کوران نمی دانید شاید مصداق همان منیت و پف کردن با نام تقدس است . یا اینکه آنقدر به خویشتن می بالید که این سخن از زبانتان جاری می گردد . مولایمان وقتی درس فقر در برابر حضرت حق را به ما می آموزد ابتدا خویشتن را فقیر می نامد و می فرماید : مولای یا مولای انت الغنی و انا الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی ( مولایم ، ای مولایم توئی بی نیاز و منم نیازمند و آیا رحم کند نیازمند را جز بی نیاز ) ، بهتر بود حال که به موعظه نشستید طبق فرموده خودتان همانند آن بزرگوار موعظه می کردید ...
پیام :
... چه بگويم به كسی كه اعتمادش به معلومات و مكتسبات خودش بيش از اعتمادش به فضل خداست
پاسخ :
اگر روی صحبت شما با این حقیر است ، خداوند گواه میان این حقیر و شماست که هیچگاه و در هیچ زمانی حقیر مدعی امری نبوده و نخواهم بود و این مطلب را بارها و بارها ذکر کرده ام و شخص شما هم اگر تمام مطالب را می خواندید به این موضوع برخورد می کردید و می دانستید که حقیر بارها و بارها گفته ام که انسان جایز الخطاست و اگر هم خطایی از این حقیر رخ داده و می دهد اشکال در آرمان نیست بلکه در حد عقل و ظرف درک این حقیر است ... اما اگر روی صحبت شما کس دیگری است که خود دانید ... والله اعلم ...
پیام :
... به نظر حقير اگر كسی طالب راه نجات باشد و بخواهد به كمال واقعی برسد و از معانی توحيد بهره ببرد، بايد به چهار چيز تمسك كند: اول: حضور دايم، دوم: توسل به اهل بيت (ع)، سوم: گدايی شبها، و چهارم: احسان به خلق
پاسخ :
نظر شما برای شخص شماست ، نه ما و نه شما هیچ گاه نمی توانیم از دیدگاه خداوند نظر دهیم . خدایتعالی در قرآن حتی به پیامبرش گوشزد می کند که با کفار به زبان معروف و ملایم سخن بگو چرا که در نهایت همه چیز بدست من است ... همچنین میفرماید : مسلمان ، یهود ، نصاری ، مجوس و حتی ستاره پرستی که از روی یقین به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد خدا او را در بهشت جای می دهد ... اوست خداوند مهر و محبت و عشق و اینچنین می فرماید اما شما همه چیز را محدود می دانید و محبت خداوند را محدود ، محبت و عشق او لایتناهی است ... و اما در مورد توسط به اهل بیت (ع) - لازم به ذکر است که بدانید با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شود تا عمل ، حسینی نباشد گریه برای امام حسین (ع) و واقعه کربلا سودی ندارد . تا اعمال ما همسویی با اعمال اهل بیت (ع) نداشته باشد صرف توسل هیچ نتیجه ای نخواهد داشت ؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید : ما شما را آفریدیم و این همه نعمت را تا بسنجیم عمل کدام یک از شما نیکوتر است ...
پیام :
... بايد از حالا اوسا (استاد) را عوض كنی؛ يعنی: تاكنون هر كاری میكردی برای خودت میكردی، از اين به بعد هر كاری میكنی برای خدا بكن و اين نزديكترين راه به خداست « پای بر سر خود نه، يار را در آغوش آر».
پاسخ :
اگر روی صحبت شما با این حقیر است باید بعرضتان برسانم که شما ماشاء الله بااین دید برزخی و نفس عظیمتان و با این همه تقوی پیشگی به حدی رسیده اید که حتی می فهمید این حقیر اعمالم را برای که انجام می دهم ، این بسیار نیکوست که اگر شما خود به گفته خود اعتماد داشتید و به آن عمل می کردید ( اگر هم حقیر اینطور رفتار می کردم ) چنین نمی گفتید ، در میان صحابه پیامبر (ص) بسیاری بودند که نیت ها و کارهای خویش را در جهت اهداف خویش انجام می دادند اما پیامبر هیچگاه مستقیما" به آنها چیزی نگفت و ... این که شما دم از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می زنید ای کاش سیره رفتاری خودتان هم طبق گفته هایتان بود ...
اگر روی صحبتتان با شخص دیگری است که والله اعلم ...
و اما در مورد عوض کردن اوسا ( یا استاد ) ، اینقدر می دانم که شما بیشتر نیاز دارید تا استادتان را عوض کنید چرا که ... . همین بس که استاد ما حق انجام چنین جسارتهایی را ( از جمله نست شرک - شرک اعظم - سنجیدن عمل - و ... ) را از ما سلب کرده نعمتی است بسیار نیکو ... او می گفت این پند حافظ را آویزه گوشمان کنیم :
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافری است رنجیدن
پیام :
... دروادي محبت اولين قدمي كه برداشته ميشود در بيابان فقروبلاست اگر قلب سليم در محبت ميخواهي بايد شينه اي بلا كش داشته باشي زيرا او ميخواهد تو را به خودش معتاد كند لذا بلاهاي رنگارنگي را بر سرت نازل ميكند تا هيچ خيالي جز او نداشته باشي و تنها سراغ خانه او را بگيري.اگر محبت از جنس حقيقت باشد تلخي بلا هم شيرين تر ميشود.يك عمر بايد به درد چه كنم چه كنم گرفتار باشيم و منتظر يك جلوه محبوب بنشينيم او هميشه خير است و خير مي خواهد.
پاسخ :
باز هم تکرار مکررات ، نظر این حقیر با گفته شما موافق است ، دنیا زندان مومن است . به قول خود شما کسی که او را درک کرد همیشه و از همه جا مورد حمله قرار می گیرد ( دوست و دشمن ، خودی و بیگانه و یا حتی شما و این حقیر و ... ) ...
پیام :
... آقا ساحر علیشاه تا اینجا فعلا وقت شما را گرفتم اما اگر در خانه کس است یک حرف بس است
به امید ارتباط بیشتر
پاسخ :
جناب سید علی مهربان حقیر هیچگاه جسارت قرار دادن نام شاهی در انتهای نام فقری خویش را به خودم نداده و نخواهم داد و اگر شاهی هست همان علی است که شاه است و ما فقط گدا ... این را عرض کردم تا اگر دوست دیگری مطلب شما را خواند نسبت پف کردن به بهانه تقدس را به حقیر ندهد .
در پایان از شما دوست عزیز بخاطر مطالبی که بسیار بسیار صادقانه و از سر دلسوزی ، در راستای کشف حقیقت بیان کردید صمیمانه سپاسگذارم و امیدوارم که حضرت حق سعادت خدمتگذاری به خلقش را به همه اعطا کند تا همگی در کنار یکدیگر و شانه به شانه ، گرد خوان رحمتش بهره مند گردیم و امیدوارم که اگر به مطالبی بر خوردید که خدای ناکرده توهین آمیز بود جسارت و حقارت مرا به عظمت خویش مورد عفو قرار دهید .
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی / باشد که از خزانهء غیبش دوا کنند
با تشکر فراوان - موفق و موید باشید
یا علی مدد
حقیر فقیر ساحر علی
+ نوشته شده توسط ساحر علي در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت
3:56 |