تبليغاتX
سلوك بي سامان ( سلوكيه )

بسم الله الرئوف الکریم

متن پیام ارسالی دوست عزیزم جناب فقیر روزبه :

(در مورد ( اصول ـ ۳۷ ) ـ سلوک بی سامان )

یا حق
البته بنده فکرمیکنم این امر مربوط به مرتبه ذهنی و عقلی میباشد که سالک باید با توسلات و عبادات از این مرحله عبور کند و به مرتبه ای برسد که از خودی و خواستن بگذرد و کاملا تسلیم او شود و این همان عشقی است که عرفا میگویند از عقل برتر است.
چنان خواهم که در عالم نخواهم آنچه میخواهم
که ناکامیست در عالم به کام دل رسیدنها "فواد کرمانی"

پاسخ :

عرض سلام و ادب و احترام بر شما استاد گرامی و تشکر از حضرتعالی به خاطر پیگیری مواضع و مطالب مطروحه . و اما بعد ...

اینکه می فرمایید این امر مربوط به مرتبه ذهنی و عقلی است ، در این خصوص صدق نمی کند و دلایل در این باب بسیار است که بشرح اندکی از آن همه اکتفا می کنیم :

1- ما معتقدیم که قرآن کتاب آسمانی و استوار ترین منابع ماست . کتابی که بقول خودش ( یا بهتر بگوییم ، از جانب حق تعالی ) راهنما و هدایت کننده انسان در دنیا و آخرت شناخته شده و عامل سعادت و تکامل بشری است . کلام قرآن دارای عظیم ترین مفاهیم است و در یکی از تقسیم بندی ها ، مفاهیم قرآنی به دو دسته تقسیم می گردند :

یکی نص صریح قرآن ( اشاره روشن و واضح قرآن به موضوع یا مفهومی )

و دیگری معنای نهفته در بطن آیه می باشد .

علم تفسیر در گوشه هایی از مباحث خود تبیین اینچنین معناهای قرآن را عهده دار است . جمهور علمای علم تفسیر بر این رای اتفاق دارند که معنای باطنی در جهت عکس معنای ظاهری نخواهد بود و ...

اینهمه را گفتم تا بدینجا برسیم که در قرآن که تمام فقها ، عرفا ، مومنین ، زاهدین و ... خود را متصل بدان می خوانند و می دانند ، خداوند یکی از دعاهای مومنین و رستگاران را :

 ربنا ءاتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه

بیان می دارد ، یعنی باید دنیایی حسنه و آخرتی حسنه را فراهم کرد ... این مهم در رفتار و سیره پیامبر اکرم (ص) و مولای عشق و عرفان امیرالمومنین (ع) نیز صدق می کند .

 امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) که از منظر ما و شما و خیل عظیمی از عرفای اسلامی اسوه و اسطوره ، پیر و مراد و دلیل و نماد طریقت می باشند خود روزها را مشغول به کار بوده و شبها را مشغول عبادت و ...

۲- واژه نیاز از کلی ترین منظر به دو بخش اصلی تقسیم می گردد :

 الف ) نیازهای جسمی و دنیایی .             ب ) نیازهای معنوی و اخروی .

حال اگر نیازی که ما مطرح کردیم را هریک از این دو مورد فرض کنید . باز هم صورت گفتار صحیح است چرا که اگر نیاز حتی نیاز دنیایی هم باشد مورد شبهه ای نیست زیرا که بفرموده حضرت حق است ( البته با عنایت به مراتب بند ۱ ) یعنی اینکه حتی عرفا نیز جهت نیل به مقصد نهایی باید پیرو قرآن و تعالیم آن باشند پس اگر عارفی درخواست دنیایی حسنه از حضرت حق سبحانه و تعالی داشته باشد از مرتبه عقلی و ذهنی نیست بلکه وظیفه ایست الهی . و اینکه اگر نیاز ، نیازی اخروی و معنوی باشد باز هم صحیح است چرا که این نیاز معنوی باید توسط روحی که در این جسم دنیوی است مطرح گردد و ...

۳- با کمی دقت در مصرع ( چنان خواهم که در عالم نخواهم ... ) در می یابیم که همان فعل خواستن توسط جناب فؤاد صورت پذیرفته و او نیازمند این امر بوده که : در عالم نخواهد ...

پس با کمی تعمق در تفکر به این نتیجه می رسیم که : نیت اصلی ترین نقش در این امر خطیر را ایفا می کند و مهمترین مسئله همان نیت است چرا که حتی اگر با نیت تقرب الی الله ، دنیایی ترین مطالب را بخواهیم ، حکمی اخروی و معنوی دارد و بالعکس اگر با نیتی غیر الهی ، معنوی ترین چیزها را بخواهیم ، در حکم دار دنیا و زیر مجموعه ای از ریا و ... خواهد بود .

البته پوزش این حقیر را بدلیل زیاده روی و زیاده گویی کلام پذیرا باشید ، هدف تنها رفع و دفع شبهاتی است که می تواند حاصل گفتار حکیمانه حضرتعالی باشد .

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:2 |
از دیدگاه سلوک بی سامان انسان می تواند با مراقبه و تلاش و در جهت رسیدن به او به منزلتی دست پیدا کند که در آن چنان ذهن خود را تحت کنترل بگیرد که فعل خواستن او جهت بر آورده شدن انتظاراتش کافی باشد .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:58 |

هو یا اول الاولین

متن پیام ارسالی دوست عزیز : جناب قاریان

با سلام. چه چیز باعث حرکت میشود(در عرفان)؟ در مورد لولاک لما خلقت الافلاک توزیح دهید؟

پاسخ :

می فرماید :       

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن ...... شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

شخص باید قلبا" و عقلا" تسلیم طریق الی الله گردد . شخص خود باید راغب گردد و خود را به هر تلاشی مشغول دارد . بقول حافظ که می فرماید :

گرچه وصالش نه بکوشش دهند ..... هر قدرای دل که توانی بکوش

البته در نهایت تمام این کارها ، توکل به الله تعالی  و دعوت حق بسوی خود مهمترین عامل است که خدای سبحان در قرآن تمام مردم را بسوی خود دعوت می کند و تنها مسیر نجات را سلوک الی الله نشان می دهد . همانطور که لسان الغیب حافظ می فرماید :

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است .... راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

و اما در مورد لولاک :

یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علي لما خلقتک و لو لا فاطمة لما خلقتکما

 

ای احمد (صل الله علیه و آله وسلم ) اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم و اگر علي (علیه السلام ) نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه ( سلام الله علیها ) نبود هیچ کدام شما را خلق نمی کردم . ( بحار الانوار،15 ، 28)

 

غرض خالق حکیم از خلقت عالم فقط از راه وجود صدیقه طاهره و فرزندانش مخصوصاً وجود مبارک فرزند برومندش حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا، تحقق پذیر است.

 

ما معتقدیم رسول خداصلی الله علیه وآله درمیان تمام مخلوقات عالم برترین آنان است واگر نور پاک او نبود ووی قدم به هستی نمی گذاشت بدون تردید خداوند دیگران را خلق نمی کند .چنانکه در حدیث شریف قدسی آمده است :« لولاک لما خلقت الافلاک ولولا علی اما خلقتک ولولا فومه لما خلقتکما » (عوالم ج11، ص25و26 )

 

  انسان از جهتی دیگر عین الله و عین العالم است، چنان که عرفا گفته اند که مقصود از عین الله، انسان کاملی است که به مقام برزخیّت کبری واصل و در آن محقّق شده باشد. از این جهت وی را عین الله نامیده اند که حق تعالی به خاطر نگاه بر او به جهان می نگرد، یا به خاطر نگاه او به جهان، به جهان می نگرد و به آن هستی می بخشد و رحمت خویش را نازل می کند، چنان که فرمود: « لولاک لما خلقت الافلاک » ( بحار الانوار،15 ، 28)

 

ان شاء ا... که مرد استفاده واقع گردد ...

 

یا علی مدد

 حقیر فقیر ساحر علی

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:21 |

بسم الله الرحمن الرحیم

متن پیام دوست عزیز و سرور گرانقدر جناب فقیر روزبه :

یا حق
اینکه قالب عقلی رابط بین قالب مثالی و قالب نوری است درست است ولی مصداق جان و جانان جای بحث دارد.
یا علی

طرح بحث و پاسخ :

شما طرف اول صحبت را تایید کردید یعنی حد فاصل قالب مثالی و قالب نوری را قالب عقلی دانستید . اما در مصداق جان و جانان طرح بحث کردید .

مصداق قالب جسمی یا مثالی ( جان ) است و عینیت قالب نوری همان روح است . چرا که روح از نور حق سبحانه آفریده شده است . و اینکه قالب نوری را جانان می نامیم به این دلیل است که همه علما معتقدند که زندگی باقی همان زندگی روح است و روح برای مدت عمر انسان در قالب جسمی قرار می گیرد . این روح پس از رهایی از بند تن و طی مراحل مختلفه به کالبد اصلی خود باز خواهد گشت .

بر طبق آیه شریفه ویسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی - روح از امر پروردگار و به امر پروردگار خواهد بود و در حقیقت قطره ای است از آن دریای لایتناهی و چون ذات مقدس هو! همان جانانی است که در نظر است ، پس می توان با چشیدن این قطره طعم آب دریا را فهمید چرا که طبق آیات قرآن کریم در نهایت همه چیز بسوی خداست . پس روح هم از خدا و به امر خدا بسوی خداست . این است که می فرمایند :

من عرف نفسه فقد عرف ربه

و در کلام بزرگان بدان اشاره شده است که :

گر به خود آیی به خدایی رسی

و چون حقیقت انسان روح اوست ، پس اگر بتوان طبق تمرینات و سعی در راستای تزکیه از قالب عقلی که حدفاصل قالب مثالی با قالب نوری است فارغ شد آنگاه می توان جان را به جانان رساند این همان سیری است من الله الی الله .

البته این مهم در حالت عادی میسر نیست مگر با شناخت کامل قالب عقلی و تمام جنبه هایش ( از قبیل نقاط ضعف و قدرت آن ... ) و تحت کنترل در آوردن قالب عقلی . پس گام اول در مسیر سالک جهت کنار گذاشتن قالب عقلی شناخت کامل آن است .

از همین روست که با مروری بر زندگانی اغلب عرفای بزرگ در می یابیم که آنها ابتدا به تحصیل علوم عقلی و نقلی اهتمام ورزیده اند تا بفضل پروردگار طی یک مرحله آزمونهای عظیم قالب عقلی کنار رفته و چشم آنها به دیدار جانان نائل گشته و شور الهی سرا پای آنها را فرا گرفته است . مانند مولانا جلال الدین محمد بلخی ، شیخ اجل سعدی شیرازی ، لسان الغیب حافظ شیرازی ، ملاصدرا ، امام محمد غزالی ، ابن عربی و ...

موفق و موید باشید .

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:18 |