تبليغاتX
سلوك بي سامان ( سلوكيه )

بسم الله الرحمن الرحیم

عرص سلام و ادب و احترام به محضر تمامی دوستان و عزیزان گرانقدر و اهالی و رهگذران کوی سلوک بی سامان .

اکنون که این پیام را برای شما عزیزان می نگارم ... قریب به ۳ ساعت تا پروازم به مدینه منوره مانده است که از همینجا از همه شما گرانمایگان طلب حلالیت دارم ...

ان شاء الله در اولین فرصت پس از بازگشت به خدمت شما خواهم رسید ...

دعا کنید که به امید حق سبحانه و تعالی گل رفته و دل بازگردم ... به مدد نفسهای گرم شما ...

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 16:6 |

بسم الله الرحمن الرحیم

متن عربی نهج البلاغه  :

نوع فایل الحاقی :  Zip.*         |          نوع فایل اصلی : doc.*

حجم فایل : ۳۸۱ Kb

آدرس دریافت :  http://www.hotlinkfiles.com/files/101699_kwayo/Nahj_ol_Balagheh_Ar.rar

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 18:23 |

هو یا عالم السر و الخفیات

دوستی عزیز و گرانقدر پیامی را قرار داده بودند مبنی بر معرفی استاد این حقیر . که بشرط ادب پاسخ آن بیان می گردد ـ البته بنا به خواستهء آن دوست گرانمایه ، بصورت ناشناس :

پاسخ :

ضمن عرض تشکر از شما و اظهار لطفتان ، به محضر شریفتان عارضم که :

جناب استاد حشمت الله خداداد کرمانشاهی در منطقه کرمانشاه دیده به جهان گشوده اند و از همان دوران کودکی و بدلیل زیستن در خانواده ای آشنا با مسائل عرفانی با سیر و سلوک و عرفان آشنا شده و قدم در طریق حق الی الله می گذارند ، مدت ۲۵ سال را بی وقفه و بی شائبه مشغول مطالعه ، تحصیل و کسب عرفان در محضر پیران نورانی سپری می کند تا به تأیید چند تن از شیوخ عصر خود به کسوت شیخی در طریقت ملامتیه و مقام ارشاد قدم می گذارد . او که خود دارای تحصیلات در رشته ادبیات است پس از ورود به دنیای ارشاد ،  برگزاری مراسم ( یا به اصطلاح روشن کردن چراغ ) و سرپرستی فرقه و خانقاه را رها کرده ، خلوت گزیده و به اصطلاح حافظ خرقه به خرابات می برد ... مدت ۱۰ سال را در خلوت و گوشه نشینی سپری می کند و به تحقیق و تفکر پیرامون مسائل و مکاتب عرفانی شرق و غرب ، علی الخصوص ( متافیزیک - ان ال پی - مدیتیشن و یوگا - ذن - هیپنوتیزم و اتوهیپنوتیزم و ... ) می پردازد . از سوی دیگر جهت امرار معاش روز مره و گذران زندگی و علی الخصوص اثبات این نکته که درویشی و عرفان دوری از کار کردن و کسب معاش نیست ، روزها را تا شام در محل کسب خویش سپری می کردند و شامگاه تا سحرگاهان را به نماز و نیاز و ذکر و اوراد و عبادت مشغول بودند . اخلاق نیکو و کلام گهربار این پیر فرزانه باعث شد تا آوازهء این عزیز در سرتاسر میهن اسلامی پخش گردد و از جایجای این خاک ( از خاور تا باختر ) خیل اهالی دل و شیفتگان معرفت و طریقت های عرفانی بسوی او سرازیر گردند و در این اثنی حقیر به افتخار دیدار جمال پر جلال این استاد بی همتا نائل گردیدم ...

چندی است که این پیر فرزانه مجددا" با خویشتن خویش خلوت گزیده و ترک دیار کرده اند و ارتباطات خود را محدود .

از جمله خصوصیات بارز این پیر فرزانه که آموزه هایش راز و رمز هستی و گفته هایش ناگفتنی های عمر است و هر آشنا و بیگانه ای را که به دیده انصاف بنگرد ، محو خویش می کند ، این است که :

    • بدون شک و بطرز قاطعانه با هرگونه انحرافی به مبارزه بر می خواستند .
    • به هیچ عنوان آموزه های طریقتی را در قالب تشکل های فرقه ای قرار نمی دادند و در کل معتقد به این اصل بودند که ( در میکده هم خدای بینی ، با مرد خدا اگر نشینی ) .
    • به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی احکام و دستورات شریعت را به بهانه طریقت ، معرفت و حقیقت ترک نمی کردند ، بعبارت دیگر ( طریقت ، معرفت و حقیقت را در امتداد شریعت می دانستند نه امری جدای از آنها ) .
    • و ...

تصويري از پير و مراد ، دليل و نماد ، جناب حشمت الله خداداد :

 

از چپ به راست : ثابت علي شاه - جناب حشمت الله خداداد - حقير فقير ساحر علي 
 
و در انتها جهت حسن ختام شعري از اشعار پندآموز و حكيمانه اين استاد فرزانه را با هم مرور مي كنيم :
 
 
يا علي مدد
 
 عـاشقان آتش سوزنـده ولـــــي خاموشند
بادهء عشق ز جــــــــــام خص مولا نوشند
به تغـــافل منگـــر درد كشــــــان ره عشق
كه به قربانــي جـــان رخت بلا مي پوشند
جامهء فقر نه هر پيـر كه پوشيــد سزاست
هر كدامي به سبب ، صيد ترا مي كوشند
نه بدرياي معاني ، كــــه به موجـــي مانند
آن گروهـــي كه در اين بحر سرا پا جوشند
چشم بايد بكنــــي باز در اين خوف و خطر
تا كه خر مهــــره بجـــــــاي گهرت نفروشند
آنچـــــــه تفسيــــر بيان است زحال سالك
در علويســت كه پيوستــــه بآن خاموشند
راهشـــــــان معرفت و همــــت آنـــــان والا
بادب در خور تحسيــن و بجـــــان درويشند
از در سعي بمقصــود رسي ، از سر صدق
ورنه صـــد قافلـــــه از بيخـــردي مدهوشند
سخن عشق بگوش دل ما گوي كه خصم
گر گشايي لب خود ، جمله سرا پا گوشند
 
شرمساريم و گنهكــار ، به حشمت مددي
 
تا به حجب نظــــر از دشمني مــــا پوشنـد
 

يا علي مدد
 
حقير فقير ساحر علي
 
+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 23:2 |

مقبره قطب العارفین بایزید بسطامی - حقیر فقیر ساحر علی

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 20:13 |

هو یا غیاث المستغیثین

متن پیام ارسالی دوست عزیزم فقیر روزبه :

یا حق
ما در مبحث دعا هیچ شکی نداریم و اصولا دعا یکی از ارکان سلوک ما را تشکیل میدهد چه دنیایی و چه اخروی. که در صحیفه سجادیه از عمیقترین انواع آن قابل ملاحظه میباشد ولی متن موجود در اصل 37 در مضمون دعا بنظر نمی آید و بیشتر بر خود محوری تکیه دارد تا خدا محوری.اینکه گفتم مرتبه ذهنی چون در بسیاری از مکاتب همچون یوگا و ... تکیه بر خود شخص است ولی در دین ما تکیه بر خدا است
پس بهتر است متن این اصل تصحیح شود تا ابهام از میان برود.
یا علی
فقیر روزبه

پاسخ :

دوست عزیز و گرامی همانطور که قبلا" هم به محضر اهالی سلوکیه عرض کره ام . مجددا" تکرار می کنم که این مبانی و اصول از زبان شخص این حقیر نبوده که این حقیر بخواهد آن را اصلاح کند . مطلب بعدی هم این است که تا خودی وجود نداشته باشد بی خودی معنایی ندارد . همانطور که حضرتعالی بهتر از این حقیر در جریان هستید آمده است که : من عرف نفسه فقد عرف ربه - هرکس خودش را شناخت خدایش را خواهد شناخت . همانطور که قبلا" هم عرض کردم منظور از فعل خواستن در پست پیشین می تواند هر نوع خواستنی باشد . حتی در ضمن موافقت گفتار حضرتعالی بازهم مغایرتی در اصل ۳۷ با گفته شما نیست . چرا که اساسا" از دیدگاه سالک هر نوع خواسته ای فقط و فقط از ذات مقدس باریتعالی در خواست می گردد و لا غیر . پس اگر سالکی در خواست فعلی ( یا شیء ) برای خویش ( یا فرد دیگری ) داشته باشد تنها و تنها آن را از حضرت حق جل و علا خواهان است .

و اما بعد :

 مرتبه ای که در اصل ۳۷ بیان می گردد اصطلاحا" مرتبه ای است که اگر سالکی به آن مرتبه دست یابد ، می گویند فلان سالک نفسش حق است ( یا دارای نفسی حق است ) که در اصطلاح شریعت آن را مستجاب الدعوه گویند .

نکته در خورد توجه که با عث می گردد حضرتعالی یا بسیاری از دوستان دیگر در این امور دچار ابهاماتی گردید ، این است که به هر یک از اصول مطروحه بعنوان یک اصل واحد نگاه می کنید و آنگاه آن را از دیدگاه یک اصل واحد و تنها نقد کرده و یا از آن برداشت می کنید . در صورتیکه از ابتدا و آغاز امر تا بحال حقیر بارها و بارها اعلام کرده ام که مطالب را زنجیروار مطالعه کنید که این مطالب مانند عروه الوثقی می باشند ، یعنی هر مطلبی در ادامه مطالب قبلی صادق خواهد بود و چنانچه مطالب قبل را در نظر نگیرید احتمال وقوع چنین ابهاماتی بیشتر می گردد . لذا به همین دلیل است که مطالب را شماره گذاری می کنیم .

پس اگر اساس سلوک را باور داشته باشیم ( یا حتی الامکان مطالب مذکوره گذشته را مروری کنیم ) در می یابیم که اصل ۳۷ ، اصلی است که وقوع آن حتمی است و در مسیر عرفان در زمرهء بدیهیات می باشد .

در انتها بازهم از حضرتعالی کمال تشکر را دارم که مطالب را چه زیبا و حکیمانه ، بصورتی تیز بین دنبال می کنید . ان شاء الله که حق سبحانه در مسیر سلوکتان راهبر و یاور شما باشد .

 

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 21:16 |

یا دلیل المتحیرین

قدیمی ترین سیستم طبقه بندی سازها :

قدیمی ترین سیستم طبقه بندی سازها به فرهنگ کهن چین و هندوستان تعلق دارد . در چین قدیم سازها بر اساس هشت نوع مادهء مختلف که در ساختمان آنها به کار می رفت طبقه بندی می شدند . این مواد عبارت بودند از :

1- کین : که شامل طلا ، فلز و سنگ گرانبها بود .

2- شیه : که شامل سنگ ، صخره و مادهء معدنی بود .

3- سزو : که شامل ابریشم ، نخ و سیم ساز بود .

4- چو : که شامل نی بود .

5- پائو : که شامل کدویی بود .

6- تو : که شامل خاک بود .

7- کو : که شامل پوست بود .

8- مو : که شامل چوب بود .

در فرهنگ کهن هندوستان طبقه بندی سازها بر مبنای موارد استفاده آنها در ناتاکا که فرم درام هندوستان است ، صورت می گیرد . ناتاکا یعنی نمایش توأم با موسیقی ، که بوسیله یک قطعه موسیقی با چهار گروه از سازها ارائه می گردد که این سارها عبارتند از :

۱- سازهای زهی ( تاتا ) .

۲- انواع طبل ( آواندها یا پائوشکارا ) .

۳- سارهای کوبه ای با بدنه سفت ( گهانا یا تالا ) .

۴- سازهای بادی ( سوشیرا یا وامشا ) .

این طبقه بندی بسیار معتبر بوده و می توان ادعا کرد که سیستماتیک سازها در سازشناسی معاصر اروپا از آن الهام گرفته است .

منبع : فصلنامهء موسیقی آهنگ / شمارهء ۴ / سال دوم / تابستان ۱۳۶۸

+ نوشته شده توسط ساحر علي در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:50 |