هو یا عالم السر و الخفیات
دوستی عزیز و گرانقدر پیامی را قرار داده بودند مبنی بر معرفی استاد این حقیر . که بشرط ادب پاسخ آن بیان می گردد ـ البته بنا به خواستهء آن دوست گرانمایه ، بصورت ناشناس :
پاسخ :
ضمن عرض تشکر از شما و اظهار لطفتان ، به محضر شریفتان عارضم که :
جناب استاد حشمت الله خداداد کرمانشاهی در منطقه کرمانشاه دیده به جهان گشوده اند و از همان دوران کودکی و بدلیل زیستن در خانواده ای آشنا با مسائل عرفانی با سیر و سلوک و عرفان آشنا شده و قدم در طریق حق الی الله می گذارند ، مدت ۲۵ سال را بی وقفه و بی شائبه مشغول مطالعه ، تحصیل و کسب عرفان در محضر پیران نورانی سپری می کند تا به تأیید چند تن از شیوخ عصر خود به کسوت شیخی در طریقت ملامتیه و مقام ارشاد قدم می گذارد . او که خود دارای تحصیلات در رشته ادبیات است پس از ورود به دنیای ارشاد ، برگزاری مراسم ( یا به اصطلاح روشن کردن چراغ ) و سرپرستی فرقه و خانقاه را رها کرده ، خلوت گزیده و به اصطلاح حافظ خرقه به خرابات می برد ... مدت ۱۰ سال را در خلوت و گوشه نشینی سپری می کند و به تحقیق و تفکر پیرامون مسائل و مکاتب عرفانی شرق و غرب ، علی الخصوص ( متافیزیک - ان ال پی - مدیتیشن و یوگا - ذن - هیپنوتیزم و اتوهیپنوتیزم و ... ) می پردازد . از سوی دیگر جهت امرار معاش روز مره و گذران زندگی و علی الخصوص اثبات این نکته که درویشی و عرفان دوری از کار کردن و کسب معاش نیست ، روزها را تا شام در محل کسب خویش سپری می کردند و شامگاه تا سحرگاهان را به نماز و نیاز و ذکر و اوراد و عبادت مشغول بودند . اخلاق نیکو و کلام گهربار این پیر فرزانه باعث شد تا آوازهء این عزیز در سرتاسر میهن اسلامی پخش گردد و از جایجای این خاک ( از خاور تا باختر ) خیل اهالی دل و شیفتگان معرفت و طریقت های عرفانی بسوی او سرازیر گردند و در این اثنی حقیر به افتخار دیدار جمال پر جلال این استاد بی همتا نائل گردیدم ...
چندی است که این پیر فرزانه مجددا" با خویشتن خویش خلوت گزیده و ترک دیار کرده اند و ارتباطات خود را محدود .
از جمله خصوصیات بارز این پیر فرزانه که آموزه هایش راز و رمز هستی و گفته هایش ناگفتنی های عمر است و هر آشنا و بیگانه ای را که به دیده انصاف بنگرد ، محو خویش می کند ، این است که :
- بدون شک و بطرز قاطعانه با هرگونه انحرافی به مبارزه بر می خواستند .
- به هیچ عنوان آموزه های طریقتی را در قالب تشکل های فرقه ای قرار نمی دادند و در کل معتقد به این اصل بودند که ( در میکده هم خدای بینی ، با مرد خدا اگر نشینی ) .
- به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی احکام و دستورات شریعت را به بهانه طریقت ، معرفت و حقیقت ترک نمی کردند ، بعبارت دیگر ( طریقت ، معرفت و حقیقت را در امتداد شریعت می دانستند نه امری جدای از آنها ) .
-
و ...
تصويري از پير و مراد ، دليل و نماد ، جناب حشمت الله خداداد :
و در انتها جهت حسن ختام شعري از اشعار پندآموز و حكيمانه اين استاد فرزانه را با هم مرور مي كنيم :
يا علي مدد
عـاشقان آتش سوزنـده ولـــــي خاموشند
بادهء عشق ز جــــــــــام خص مولا نوشند
به تغـــافل منگـــر درد كشــــــان ره عشق
كه به قربانــي جـــان رخت بلا مي پوشند
جامهء فقر نه هر پيـر كه پوشيــد سزاست
هر كدامي به سبب ، صيد ترا مي كوشند
نه بدرياي معاني ، كــــه به موجـــي مانند
آن گروهـــي كه در اين بحر سرا پا جوشند
چشم بايد بكنــــي باز در اين خوف و خطر
تا كه خر مهــــره بجـــــــاي گهرت نفروشند
آنچـــــــه تفسيــــر بيان است زحال سالك
در علويســت كه پيوستــــه بآن خاموشند
راهشـــــــان معرفت و همــــت آنـــــان والا
بادب در خور تحسيــن و بجـــــان درويشند
از در سعي بمقصــود رسي ، از سر صدق
ورنه صـــد قافلـــــه از بيخـــردي مدهوشند
سخن عشق بگوش دل ما گوي كه خصم
گر گشايي لب خود ، جمله سرا پا گوشند
شرمساريم و گنهكــار ، به حشمت مددي
تا به حجب نظــــر از دشمني مــــا پوشنـد
يا علي مدد
حقير فقير ساحر علي
+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت
23:2 |