تبليغاتX
سلوك بي سامان ( سلوكيه )

یا من هو لا اله الا هو !

عرض سلام و ارادت بمحضر تمام علما ‌، فقرا و سالکین الی الله ...

چندی است که بجهت برخی وقوع برخی حوادث و از طرف دیگر ازدیاد مشغله اعم از ( درس و کار و ... ) مفتخر به عرض ارادت نبوده ام که امید دارم این حقیر را همچون گذشته بدریای بی کران لطف خویش مورد عفو و مرحمت قرار دهید .

از تمام دوستان ، رهگذران و اهالی سلوک بی سامان تقاضا دارم تا همچون گذشته با درج نظرات خود این حقیر را در ارائه مطالب یاری فرمایید .

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت 0:0 |

یا من هو لا اله الا هو !

عرض سلام و ارادت به محضر تمام عرفا ، علما ، فقها ، فقرا ، مقربین و سالکان طریق الی الله ، تمام سالکانی که مظهر وجودشان مملو از انوار الهی است ...

متاسفانه چندی است که این سرا توسط مقامات محترم قضایی مسدود شده است . ( الحمدلله ) !

در هر حال تلاشمان بر این است تا از این وضع خلاصی یابیم ... بفضل پروردگار !

...

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 20:10 |

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ارادت به محضر تمام عرفا ، علما ، فقها ، فقرا ، مقربین و سالکان طریق الی الله ، تمام سالکانی که مظهر وجودشان مملو از انوار الهی است ...

بفضل پروردگار یگانه ، در این محفل ، مجالی دست داد تا ظرف مدت بیست ماه جهت آشنایی و معرفی سلوک بی سامان ، از طریق ختم " چهل کلام " ، گذری بر اصول و مبانی " سلوک بی سامان " داشته باشیم . 

مهمترین فرآیندی که طی این جریان بیست ماه بوقوع پیوست آشنایی و توصیف مختصر مبانی عرفانی از منظر " سلوک بی سامان " بود که بر گرفته از تعالیم ارزشمند و گرانبهای " طریقت ملامتیه " و علی الخصوص پیر بزرگوار و عالم ربانی ، جناب استاد " حشمت الله خداداد کرمانشاهی " است . 

از این پس قصد آن داریم تا به امید ذات حق ، نگرش خویش را عمیق تر نموده و از ابتدایی ترین نقطه ، مباحث را ادامه دهیم . چرا که معتقدیم " خشت اول چون نهد معمار کج - تا ثریا می رود دیوار کج " . بر این اساس از این پس به معرفی جهان بینی اسلامی و شرح و بسط آن خواهیم پرداخت ...

البته در این راه دست یاری تمام عزیزان و دوستان گرانقدر و گرانمایه را از عمق جان می فشاریم و در انتظار حمایتهای رهگذران سلوکیه خواهیم بود .

باشد که بفضل هو! بابی جهت کشف حقایق گردد .

 

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی 

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:6 |

یا من هو الله الذی لیس کمثله شیء

از منظر سلوک بی سامان گفتار ملامتی ، در ترازوی ایمان با وزنهء خدمت به خلق سنجیده می گردد و علم او از عالم محسوسات یافته می شود ، هر ملامتی همیشه در آینهء نفس خود را می نگرد . دنیا عارف فانی و عاقبت وی باقی است ، پس گفتار ملامتی از عفت و پاکدامنی در مظهر ذات حق تعالی است . نیاز وی گذشتن از خویش است چرا که آنچه آموخته است با خویشتن خویش در آمیخته است .

ختم کلام : « کمال سالک در حفظ اسرار است » .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 23:51 |

هو یا وکیل

از منظــر سلوک بی سامان « شـریعـت » همــــه « طـریقـت » ، « طـریقـت » همـــه « حـقیقـت » و « حـقیقـت » همه « شـریعـت » است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 1:28 |
از منظر سلوک بی سامان سیر روحانی و تکامل عرفانی سالک بر سه رکن اصلی استوار است که آن را توبهء نصوح می خوانیم و آن سه اصل عبارتند از :

  • کم خوردن
  • کم گفتن
  • کم خفتن

ذوالنون مصری ( رحمةالله علیه ) که از قدمای صوفیه و ملامتیه محسوب می شود می فرماید : « علامة التوبة النصوح ثلاث :  قلة الکلام ، قلة الطعام ، قلة المنام » ( معجم / تفسیر القرطبی / ج ۱۸ / ص ۱۹۸ )

+ نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 15:24 |

بسم الله الملک القدوس

با عرض سلام و ادب و احترام به محضر تمام اولیاء ، عرفا ، سالکین ، صالحین و مقربین الی الله :

همانطور که می دانید مسیر عرفان علاوه بر جلوه های جذاب و زیبایش ، مسیری بسیار خطرناک و گمراه کننده است ، تا آنجا که تقریبا" عموم عرفا و بزرگان اهل طریق بر لزوم داشتن « پیری حاذق » یا « استادی راه دان » که از آن به « خضر راه » یا « طایر قدس » و ... یاد می کنند ، در راستای سیر و سلوک معنوی سالک یا مرید تآکید فراوان داشته اند و تآکید و تعیین سیر تکامل معنوی سالک و بیان مرتبهء رهسپاری او در طریقت معنوی را منوط به اعلام و اعلان « پیر روشن ضمیر » می دانند و انجام بسیاری از امور مراحل طریقت را منوط به کسب اجازه از « فرد عامل » .

نه تنها عدم وجود یک چنین پیری در مسیر سیر و سلوک سالک موجب درجا زدن او و یا به اصطلاح « آب در هاون کوبیدن » می گردد بلکه در بسیاری موارد موجبات رهایی از سعادت ، اسارت نفس ، ضلالت ، جهل و خطا ، گناه و فساد و رذالت شخص می گردد ، چرا که « هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست » ...

از همان دوران نخستین آغاز فعالیت های « سلوکیه ( سلوک بی سامان ) » در همان اجتماع اندک نخستین ، حدود سه سال پیش از تاسیس این محیط تارنما ( یا Weblog ) ، دوستان بسیاری با انواع و اقسام لحنهای گفتاری مطالبی را در مورد : چگونگی ایجاد ؟ هدف ؟ جواز ؟ چرا اینکه این حقیر پاسخگوی مسائل هستم ؟ اصلا" استاد این حقیر کیست ؟ حقیر در چه مقامی هستم که اینگونه نظر بدهم ؟ و ... می پرسیدند ...

همیشه در رویارویی با یک چنین پرسشهایی ، این دغدغهء فکری در ذهن این حقیر ایجاد می شد که :

  • اگر صراحتا" تمام این پرسشها پاسخ داده شود ممکن است عده ای از دوستان تازه وارد یا آن دسته از افراد که آشنایی کامل با این حقیر ندارند برداشتهای متفاوتی از هدف و قصد این حقیر داشته باشند ... بعنوان مثال بیندیشند که حقیر خدای ناکرده قصد نیرنگ و فریب و ریا در سر می پرورانم ... یا اینکه عقدهء خود مشهوری را با خویشتن به یدک می کشانم ...
  • اگر پاسخی بر این دوستان داده نمی شد امکان داشت دلخوری ایجاد گردد و یا اینکه بسیاری از حقایق در پرده ابهام بماند .
  • عدم وجود و تعریف پاسخ جهت یک چنین سئوالاتی راه را جهت بروز انحراف و ورود هر گونه شک و شبهه ای آماده و هموار می ساخت ...
  • خصوصا" در مورد جناب استاد حشمت الله خداداد کرمانشاهی که گوشه گیری ایشان و نبودشان موجب شده بود تا حتی برخی افراد مطالبی را از ایشان نقل قول کنند که یک فرد ۱۴ ساله قادر است بر رد آن مدعی اقامهء برهان نماید ...

روزگاران بسیاری با وجود این دغدغه های ذهنی و فکری گذشت تا اینکه چندی پیش زمانیکه استاد جهت انجام اموری ، زینت بخش کلبهء فقیرانهء این حقیر بودند ، هنگامی که رخصت سخن یافتم ... این مطالب را با ایشان در میان گذاشته و از نفس گرمشان مدد جستم .

ایشان بلافاصله و بطرز قاطعانه ای امر فرمودند تا چند دستخط از نوشته های ایشان را که ممهور به مهر نموده اند در معرض دید عموم قرار دهم .

بلافاصله پس از فرمایش استاد در اولین فرصت خلاصه ای از زندگینامهء این استاد گرامی در معرض دید عموم قرار گرفت تا موجبات آشنایی همگان با ایشان فراهم گردد . حال نوبت به ارائه این دست خط ها شده است تا بلطف حضرت حق سبحانه و تعالی حقیقت بر اهل حقیقت آشکار گردد ... 

در این بخش تنها به دو نسخه از کلامهای استاد بسنده شده :

۱) بیانیهء استاد حشمت الله خداداد کرمانشاهی در مورد عزاداری سرور و سالار شهیدان ، امام حسین (ع) :

متن بیانیه استاد در زمینه عزاداری امام حسین (ع) ...

۲) متن پند نامه و اجازه نامهء استاد گرامی ، جناب حشمت الله خداداد کرمانشاهی خطاب بر این حقیر فقیر مبنی بر ... :

متن جواز استاد خطاب بر این حقیر فقیر مبنی بر ...

 

 

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

+ نوشته شده توسط ساحر علي در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 2:43 |
از دیدگاه سلوک بی سامان انسان می تواند با مراقبه و تلاش و در جهت رسیدن به او به منزلتی دست پیدا کند که در آن چنان ذهن خود را تحت کنترل بگیرد که فعل خواستن او جهت بر آورده شدن انتظاراتش کافی باشد .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:58 |

مجموعه نیروهایی که عامل آگاهی نزد انسان می باشند ، بنام قالب عقلی نامیده می شوند . این قالب عقلی حد فاصل قالب مثالی ( یا جان ) با قالب نوری ( یا جانان ) است که اگر بطریقی کنار زده شود جان و جانان یکی می شود و حالت روشن بینی به سالک دست می دهد .

در سلوک بی سامان سعی سالک بر این رویه خواهد بود که پس از شناخت کامل قالب عقلی ، خویش را به مرحله ای  برساند که حجاب های عقلانی ( یا جانی ) کنار رفته و اسرار عرفانی ( یا جانانی ) پدیدار گردد . یعنی پس از رسیدن به دانش ، بفضل پروردگار و تلاش بیش از حد بتوان به بینش رسید . البته با در نظر گرفتن این مطلب که :

گرچه وصالش نه به کوشش دهند / هر قدر ای دل که توانی بکـــوش

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 19:9 |

در سلوک بی سامان هدف سالک پس از کشف حقیقت ، وصول به آن است ( خواه از راه تقوی و زهد ، خواه از استدلالات فلسفی و مباحث کلامی ، خواه از تصفیه نفس و تزکیه روح ) .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 15:4 |
سلوک بی سامان روشی در جهت شناخت و درک نیروهایی که [ بلطف الهی « پس از طی مراحل تزکیه » ] بر سالک فرود می آید و نیز روشهای استفاده هدفمند از آنها است .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 4:16 |

اساسا" سلوک بی سامان یعنی تلاش در راستای رسیدن به نگرشی با احساس یا نگرشی از ذات به دنیای برون ، البته احساسی که از صافی اعتقاد گذشته باشد . احساس و اعتقادی قابل اعتماد .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 3:43 |

از منظر سلوک بی سامان جوهر حضور حقیقت معانی قائم به ذات ، در ظاهر و باطن ، بي زمان و بي مكان ، در حال تجلي است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 12:10 |

از دیدگاه سلوک بی سامان حتی ذره ای از عوالم هستی و ماوراء از حضور مطلق مبانی نقطه پنهان نیست .  

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 19:0 |

در سلوک بی سامان جوهر قوانین نظام و نظام نمادهای ازلی مبانی نقطه ، مبانی ذات است و بر ذات منطبق .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت 3:58 |
سلوک بی سامان بدنبال تجلی ذات واجب الوجود ، در مبانی تحقیقی حیات حاضر در فضای بی نهایت درون ذره ترین ذره و حیات عوالم هستی و ماوراء ملکوت اعلاء است .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت 3:6 |
سلوک بی سامان در جستجوی روشهای درک حقیقت ذات واجب الوجود است .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 2:48 |
سلوک بی سامان یک حرکت است از ذات به ذات ، از خویشتن به خویش ( العرفان تطريق ) .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 23:58 |

ایمان داشتن یعنی به یک خط مستقیم اندیشیدن و بر روی یک خط مستقیم حرکت کردن ، اعتقاد ، اعتماد و باور داشتن قدرت لایزال الهی که قادر بر هر کاری است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 19:57 |
سلوک بی سامان طریقی است برای رسیدن به اعتقاد مثبت در عین خلاقیت مثبت که در نهایت سالک را به انتظار مثبت خواهد رساند .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 9:28 |
فکر ، ذکر و طلب سه ابزار مهم در راستای رسیدن به اعتقاد ( اعتقادی بدور از انحراف ) است و اعتقاد سرمنشاء وجود .  

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 9:8 |
سلوک بی سامان در حقیقت کلیدی است که درب دنیای درونی را می گشاید و با خروج از قلمرو عینی دنیای خارج ، دنیای ذهنی سرشار از خلاقیتها و انرژیهای شفابخش را می نمایاند .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 8:5 |

نهایت سلوک بی سامان یعنی به خواست او مردن از خودی و زنده شدن از او ( فناء فی الله و بقاء بالله ) .

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:28 |

در این مسیر برای رسیدن به شکوفایی و تعالی باید تلاش کرد تا گوشها ناشنوا ، چشمها نابینا و زبانها ناگویا شود تا بتوان تجلی صفات حق تعالی را در ذات و درون دریافت و از ندای درون الهام گرفته و به زنجیر حقایق متصل شد .

 

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:22 |
سلوک بی سامان ایده ، روش و نگرشی است در راستای رسیدن به تزکیه نفس و تخلیه روان از پلیدیها و تصور خوبیها در ذهن و القای جریانات مثبت آن به روح .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:19 |

سلوک بی سامان فرياد خموشی ، حلاوت زهرنوشی و افشای سرپوشی است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0:16 |
سلوک بی سامان سيری است من الله الی الله .
+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 5:6 |

در سلوك بي سامان جواب هر سئوال را مي توان يافت و تجلي معاني قائم به ذات را كه در بطن نقطه واجب الوجود حقاني نهفته است در صفات مشاهده نمود .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 5:5 |

سلوک بی سامان دارای منطق است ، منطق بی منطقی ، سلوک بی سامان جواب است ، جواب هر سئوالی ، سلوک بی سامان کتابی است که در آن تمام وقايع اتفاق می افتد و بر کاغذ نوشته می شود .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 17:11 |

سلوک بی سامان توکل از آدم تا خاتم (ص) و در امتداد آن از علی (ع) گوهر وجود تا م ح م د مهدی موعود (عج ) است .

+ نوشته شده توسط ساحر علي در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 22:13 |