بسم الله الملک القدوس
با عرض سلام و ادب و احترام به محضر تمام اولیاء ، عرفا ، سالکین ، صالحین و مقربین الی الله :
همانطور که می دانید مسیر عرفان علاوه بر جلوه های جذاب و زیبایش ، مسیری بسیار خطرناک و گمراه کننده است ، تا آنجا که تقریبا" عموم عرفا و بزرگان اهل طریق بر لزوم داشتن « پیری حاذق » یا « استادی راه دان » که از آن به « خضر راه » یا « طایر قدس » و ... یاد می کنند ، در راستای سیر و سلوک معنوی سالک یا مرید تآکید فراوان داشته اند و تآکید و تعیین سیر تکامل معنوی سالک و بیان مرتبهء رهسپاری او در طریقت معنوی را منوط به اعلام و اعلان « پیر روشن ضمیر » می دانند و انجام بسیاری از امور مراحل طریقت را منوط به کسب اجازه از « فرد عامل » .
نه تنها عدم وجود یک چنین پیری در مسیر سیر و سلوک سالک موجب درجا زدن او و یا به اصطلاح « آب در هاون کوبیدن » می گردد بلکه در بسیاری موارد موجبات رهایی از سعادت ، اسارت نفس ، ضلالت ، جهل و خطا ، گناه و فساد و رذالت شخص می گردد ، چرا که « هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست » ...
از همان دوران نخستین آغاز فعالیت های « سلوکیه ( سلوک بی سامان ) » در همان اجتماع اندک نخستین ، حدود سه سال پیش از تاسیس این محیط تارنما ( یا Weblog ) ، دوستان بسیاری با انواع و اقسام لحنهای گفتاری مطالبی را در مورد : چگونگی ایجاد ؟ هدف ؟ جواز ؟ چرا اینکه این حقیر پاسخگوی مسائل هستم ؟ اصلا" استاد این حقیر کیست ؟ حقیر در چه مقامی هستم که اینگونه نظر بدهم ؟ و ... می پرسیدند ...
همیشه در رویارویی با یک چنین پرسشهایی ، این دغدغهء فکری در ذهن این حقیر ایجاد می شد که :
-
اگر صراحتا" تمام این پرسشها پاسخ داده شود ممکن است عده ای از دوستان تازه وارد یا آن دسته از افراد که آشنایی کامل با این حقیر ندارند برداشتهای متفاوتی از هدف و قصد این حقیر داشته باشند ... بعنوان مثال بیندیشند که حقیر خدای ناکرده قصد نیرنگ و فریب و ریا در سر می پرورانم ... یا اینکه عقدهء خود مشهوری را با خویشتن به یدک می کشانم ...
-
اگر پاسخی بر این دوستان داده نمی شد امکان داشت دلخوری ایجاد گردد و یا اینکه بسیاری از حقایق در پرده ابهام بماند .
-
عدم وجود و تعریف پاسخ جهت یک چنین سئوالاتی راه را جهت بروز انحراف و ورود هر گونه شک و شبهه ای آماده و هموار می ساخت ...
-
خصوصا" در مورد جناب استاد حشمت الله خداداد کرمانشاهی که گوشه گیری ایشان و نبودشان موجب شده بود تا حتی برخی افراد مطالبی را از ایشان نقل قول کنند که یک فرد ۱۴ ساله قادر است بر رد آن مدعی اقامهء برهان نماید ...
روزگاران بسیاری با وجود این دغدغه های ذهنی و فکری گذشت تا اینکه چندی پیش زمانیکه استاد جهت انجام اموری ، زینت بخش کلبهء فقیرانهء این حقیر بودند ، هنگامی که رخصت سخن یافتم ... این مطالب را با ایشان در میان گذاشته و از نفس گرمشان مدد جستم .
ایشان بلافاصله و بطرز قاطعانه ای امر فرمودند تا چند دستخط از نوشته های ایشان را که ممهور به مهر نموده اند در معرض دید عموم قرار دهم .
بلافاصله پس از فرمایش استاد در اولین فرصت خلاصه ای از زندگینامهء این استاد گرامی در معرض دید عموم قرار گرفت تا موجبات آشنایی همگان با ایشان فراهم گردد . حال نوبت به ارائه این دست خط ها شده است تا بلطف حضرت حق سبحانه و تعالی حقیقت بر اهل حقیقت آشکار گردد ...
در این بخش تنها به دو نسخه از کلامهای استاد بسنده شده :
۱) بیانیهء استاد حشمت الله خداداد کرمانشاهی در مورد عزاداری سرور و سالار شهیدان ، امام حسین (ع) :

۲) متن پند نامه و اجازه نامهء استاد گرامی ، جناب حشمت الله خداداد کرمانشاهی خطاب بر این حقیر فقیر مبنی بر ... :

یا علی مدد
حقیر فقیر ساحر علی
+ نوشته شده توسط ساحر علي در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت
2:43 |