تبليغاتX
سلوك بي سامان ( سلوكيه ) - پاسخ به گفتار دوست عزیزم _ ( خاک ره )

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ارادت به محضر تمام عرفا ، علما ، فقها ، فقرا ، مقربین و سالکان طریق الی الله ، تمام سالکانی که مظهر وجودشان مملو از انوار الهی است ...

بدینوسیله از تمام دوستانی که در این مدت کوتاه که این حقیر فرصت مکفی جهت عرض ارادت نداشتم ، ما را یاد نموده و به قلم زرین خویش برگی بر دفتر خاطرات ما افزودند تقدیر و تشکر می نمایم و از خدای تبارک و تعالی سعادت روز افزون برای آن بزرگواران و تمام همراهان و همیاران ، دوستان ، رهگذران و اهالی کشور دل خواستارم ...

دوستی عزیز و گرامی با عنوان " خاک ره " پیامی را برای این حقیر نگاشته بودند که مقصد و مقصودشان در هاله ای از ابهامات بود و ممکن بود که خدای ناکرده برای برخی از دوستان و عزیزان امری مشتبه گردد و از طرفی دیگر بدلیل اینکه این دوست عزیز هیچ گونه نشان و ردپایی از خویش باقی نگذاشته بودند تا پاسخ ما به آن محل ارسال گردد ، لذا با رعایت شرط ادب ابتدا عین پیام این دوست عزیز و بزرگوار را نقل و سپس حول و حوش گفتار ایشان به گفتگو خواهیم پرداخت ...

از تمام شما بزرگواران خواهشمندم این حقیر را با نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خویش در هرچه بهتر ساختن روابط و مطالب ... بحمد و فضل پروردگار الهی یاری نمایید ...

متن پیام ارسالی دوست عزیز و گرامی جناب " خاک ره " ـ ذیل مطلب " آلبوم عکس ـ ۵ " :

از وب خاکسار مزاحم میشم
یا علی مدد (با اخلاص البته)
مگر درویشان کنار دریای شمال هم میروند
رفتی دنبال مولا یا ملا ............

خیلی جالب بود ::::::درویشان از مال دنیا فراری...... عبای تنتنانی.......

متن پاسخ این حقیر فقیر بر گفتار این دوست عزیز و گرامی :

دوست عزیز ، نوشته اید که از وب خاکسار قدم بر سرای محقر ما می گذارید ، که البته این حقیر بعید می دانم ، چرا که با عزیزان وب خاکسار آشنایی داشته و ضمن حفظ حرمت و احترام با یکدیگر به تبادل نظر پرداخته ایم و دلیل دیگر این حقیر  در اثبات این مدعا که حضرتعالی از وب خاکسار نیستید این است که عزیزان و اخوان محترم خاکسار دانای کامل بر مسائلی که حضرتعالی ذکر کردید هستند . پس یا این مطلب را مزاح فرمودید و یا رهگذری هستید که از طریق سایت خاکسار به سرای محقر ما رسیده اید ... والله اعلم بکل امور ...

در هر حال مطالبی که بیان نمودید قدری کنایه آمیز بود که مرا بیاد این دوبیتی زیبا انداخت :

آنکس که بدم گفت بدی سیرت اوست / آنکس که مرا خواند نکو خود نیکوست

حـــــــال متکلـــــــم از کلامش پیداست / از کوزه همان برون تراود کــه در اوست

و اما بعد ...

فرموده بودید " یا علی مدد (با اخلاص البته) " ،

 ما هم به حضرتعالی پاسخ می دهیم که : " مولا علی مدد " و اخلاص و یا بی اخلاصی آن  هم با خدای تبارک و تعالی است که فرمایند : " وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ  ( سوره النحل آيه ۱۹ )" ...

فرموده بودید " مگر درویشان کنار دریای شمال هم میروند " ،

به محضر شریفتان عارضم که درویشان همه جا می روند ...

مگر نه اینکه همه ما پیرو قرآن و کتاب خداوند تبارک و تعالی هستیم ... خداوند تعالی در قرآن کریم بارها و بارها فرموده اند : " قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ... " ... اما تفاوت دیدگاه این حقیر و حضرتعالی در این است : " ان الاعمال بالنیات " .

و از طرف دیگر : یکی از مراتب عرفان و تصوف ، مرحله ای است که از آن به " پرسه " یا می کنند ... تشریح این مرحله و چرایی و چگونگی آن در خور این اندک نیست اما فقط همین نکته را بدان که یکی از قواعد طی این مرحله این است که سالک باید دائم السفر گردد و ...

 همه ما در این دنیا مامور به زندگانی هستیم ... ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ... ) .

فرموده بودید " رفتی دنبال مولا یا ملا ............ " ،

بخدمتتان عارضم که دنبال هر چه و هر که رفته باشم با یاد خدا و بیاد دوست بوده چنانچه خودتان شاهدید که با یاد او و بیاد او نشسته بودیم ... شاید حضرتعالی بدنبال چیزهای دیگری می روید که این مطلب آنقدر برایتان مهم جلوه نموده ...

فرموده بودید " خیلی جالب بود ::::::درویشان از مال دنیا فراری...... " ،

در پاسخ بمحضر شریفتان عارضم که این فرار از مال دنیا ، بدین معنا نیست که بنشینیم و کاسه گدایی بدست بگیریم و ... بلکه ما پیرو پیامبری هستیم که خود ایشان تجارت می کردند ( البته بصورت سالم و حلال ) ... پیرو مولایی هستیم که خود روزها را تا به شام مشغول عرق ریختن از کار و تلاش بودند و شب ها را تا به صبح مشغول عبادت و اشک ریختن ... تمام ائمه معصومین (ع) طبق سیرهء حضرت رسول (ص) به همین روش زندگی کرده اند ... چرا که چشم به دارائی دیگران نباید دوخت ...

طبق سیرهء اسلام ، تمام دنیا و مظاهر آن بقدری لازم است که انسان را در جهت کمال و هدف عالیهء او یعنی مقام " قرب و اتصال " پیش برد ... این بدان معنی نیست که هرگز نباید مال دنیا داشت ، که اگر داشتن مال دنیا ممنوع بود پس خمس ، زکات ، صدقه ، انفاق و ... بر چه چیز شامل می شد ...

باید بر آن چیز که داری دل نبندی ... بتوانی از آن انفاق کنی ، در محل مناسب از آن خرج کنی و ... و اگر اینطور نبود که  ( خدا خیر کناد ) ...

فرموده بودید " عبای تنتنانی.......  " ،

پاسخ چنین طبع شعری ، مصرع دیگر همان شعر است ... منتهی حضرتعالی مصرع اول رو تغییر دادید ... اما این حقیر مصرع دوم رو همانگونه که هست و بدون تغییر به شما عرضه می دارم ... ان شاء الله که مورد قبول باشد ... و مصرع دوم چنین است :   " تا نخوری ندانی ... " .... ( العاقل یکفی بالاشاره... )

در انتها ...

از حضرتعالی بدلیل بذل توجه و ابراز لطف و مرامتان صمیمانه سپاسگذارم و امیدوارم که پیوسته و در تمام مراحل زندگانی پر بار خویش پیروز و موفق باشید ...

یا علی مدد

حقیر فقیر ساحر علی

+ نوشته شده توسط ساحر علي در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 17:12 |